برچسب:, :: 10:14 :: نويسنده : A
بنام آنکه در غربت میدهد درس محبت
برایم قصه ای بگو که از غصه خالی باشد یا شعری بخوان که شاعرش دل سوخته نباشد برایم از احساسی بنویس که از اشک هجران خیس نشده از میلاد وفابگو تا عشق جاودانه شود تا کوچه ها خالی از انتظار وشبها خالی از تنهایی شوند.هربرگ از دفتر زندگی پراز حسرت است و ساحل رویاهایم غرق در زیر امواج دردآلود غمها مانده است مرا دیگر تاب شنیدن ناله های دلی نیست که از زخم بی وفایی می نالد.قایق دلخوشی ها را به سویم روانه کن برایم حرفی نو بگو ترنم آرزوها را زمزمه کن تا شاید دردمندم نخوانند
تقدیم به کبوتر عشقم........
نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |